افشین خدامرد
(۱) ...من پُک نمیزنم اما هرچه پایین تر میرود شعله میکشد درچشمهای تو میشود فندک کشید وبعد یواش یواش... آتش گرفت! تو را کشیدنی نیستی که دود حلقه حلقه نامزد میشود انگشت تری میگیرد شرجی هوا را آلوده... بوق میکشد کسی جیغ میکشد که کلهاش قند بالا میآورد یواش...یواش کربن سیاه شعله میکشد و سرمهی چشمان تو دود میشود! من پلک نمیزنم اما... (۲) الان تویی این ایستاده... پلک کشیده آویزانی مژههای به هم چسبیده را! دست و پا زدن به گِل میکشد نقاب سیاهات ختمِ این چادر را که جنوبی به سر میکنی ایستاده... اما صورتات شیارهاش خشکیده... پای برهنه چرا دریا را لگد میکنی صدفهاش آویزانِ تو گردن میکشد... برادرت جامانده که مانده سیر نمیشود شکم این همه آب! سفید میشود دستِ کم همین چند وجب مور و موریانه که بر سرش ریخته تو اما هرچه... سیاه چشمی و 3/2 از زمین پیچیده در شکمات آماس کرده... حالا تویی این نشسته زمین ایستاده! (۳) من گیسهای تو را آویزانام... من در گیسهای تو درد میکشم... ورم کرده اینجا چیزی که کبود مانده در دُم اسبی گیسهای تو... من جا گذاشتهام هنوز سرانگشتانام را درد میکشد ورم میکند... دیگر این چارپایه دارد رد میشود این که بیفتد این منم افتاده از لابهلای گیسهای تو... افتاده از حلقههایی که خودم با فتهام تا راحتتر درد بکشم! " فاضلاب " باور کنید اینجا لوله ترکیدهاست. چشمهایم آب میدهد آب، ششهایم گرفته غرق هم که شوم هیچ دستی نم پس نمیدهد! ... آب قطع شود، همه جا خاموش خواهد شد. " سرباز فراری " دکمههایی که دیگر بازو بسته بودنشان فرقی نمیکند، حین فرار هم کنده نمیشوند... این یونیفرمهای مصری دست شان در جیب خودشان هم که باشد، اهرام شان شلاقخور بالا میآید! در جسد سربازی که مدال ژنرالاش را قاپ زده بود، انگار...دست شکستهای وبال گردناش بود!
" جغرافیای سیاه " تبر میشویم تا تنها ببینیم این درختان چند ساله اند... هر شب در شومینههای خاکستر نشین مان بودا را هم به آتش میکشیم تا " نیروانا " را در زنانگیهای هند بیهویت کنیم. " ریتوریک " کاموای مادر را گربه برد تا سیسمونی جوجه گنجشک را کامل کند، با این دست و دلبازیها میخواهد آخر پاییز فراموش مان شود! من که امسال بدون پُلیور فقط جوجه ها را شمردم... " نگاتیو زرد " این عکسها چقدر بوی باروت نمکشیده را دارند... گسلهای چین در چین که مردماش هنوز هم ، گندم را آسیا نکرده میمیرند. ... این طناب ها هنوز هم بوی جورابهای استالین را دارند.
" رابین هود " کلاهش را کج می گذارد تا به تمام داروغه های جهان دهن کجی کند. این کوتوله که اهرام را ازدوش گالیور نگاه می کند، دست مان را درحنا می گذارد، تا مومیایی شود! " سنگ قبر " همه رفتند ومن هنوز سنگ شعر رابه سینه می زنم! نمی دانم شعر سنگ مرا به قبر کدام شاعرمادرمرده ای بخیه خواهد زد! تمدید مهلت ارسال اثر به جایزه شعر منصور
به مناسبت اولين سالگرد درگذشت روانشاد منصور بني مجيدي ، جايزه شعر منصور در ۱۱تيرماه 88 با دعوت ازشاعران سراسر ايران در زمينه شعر هاي كتاب نشده فارسي ( قالب آزاد ) برگزار مي گردد.
علاقه مندان به شركت در اين جايزه مي توانند حداکثر چهار شعر خود را تا تاريخ ۱۱ خردادبه نشانی الكترونيكي : banimajidi_mansoor@yahoo.com و يا به نشانی رشت : صندوق پستي - ۱۷۵۵- ۴۱۶۳۵ ارسال كنند.
شعرهاي ارسالي كه موفق به رسيدن به مرحله انتخاب باشند ، در كتابي با عنوان يادمان نخستين دوره جايزه شعر منصور منتشر مي شوند. به نفرات اول تا سوم بر اساس انتخاب هيات داوران جوايزي اهدا خواهد شد.همچنين جايزه ويژه اي به بهترين شعر جوان زير 30 سال اهدا مي شود.
علاقه مندان مي توانند پيشنهادات خود را برای هر چه بهتر برگزارشدن اين مراسم به نشانی پستي یا الکترونیکی اعلام شده در بالا ارسال کنند.

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت
توسط افشین خدامرد| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت
توسط افشین خدامرد| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت
توسط افشین خدامرد| |
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت
توسط افشین خدامرد| |


